تبليغاتX
فتنه شناسی
زمستان تمام شد اما روسیاهی به ذغال ماند چهارشنبه هفدهم اسفند 1390 21:32
زمستان تمام شداماروسیاهی به ذغال ماند

  اکنون که به فضل الهی انتخابات مجلس نهم با حماسه بی نظیر 12 اسفند پایان یافت و پوچ بودن همه  ادعاهای منافق صفتان به اثبات رسید، صرفا جهت یادآوری، عبرت گیری و ثبت در تاریخ، گوشه ای از آن همه تهمتهای ناروا والقای توهم "جریان انحرافی" به جامعه و دروغ های شاخدار را مرور می کنیم تا بر بخش کوچکی از مظلومیت های رئیس جمهور و دولت مظلوم و خدمتگزار رانشان دهیم.

 آنچه تقدیم می شود بدون ذکر نام گویندگان و بخش اندکی از آن همه تیترها و متن های زهرآگینی است که تنها مربوط به انتخابات می شود و مرور آنچه تحت نام مقابله با جریان انحرافی بر دولت رفت را به فرصت دیگری می سپاریم.

صرفا جهت یادآوری؛ بدون شرح:

 جريان انحرافي براي تبليغات و پشتيباني مالي هر كدام از كانديداهاي مورد نظرش براي انتخابات مجلس مبلغ يك ميليارد تا سه ميليارد تومان و در مجموع 900 میلیارد تومان در نظر گرفته است

سی دی «ظهور نزدیک است» یک ترفند سیاسی است که با هدف تبلیغات انتخاباتی برای یک جریان انحرافی تهیه و در سطح گسترده ای توزیع شده است. تهیه کنندگان سی دی که از بی اعتمادی مردم نسبت به خود باخبرند، قصد داشته اند با توزیع گسترده آن ابتدا آقای دکتر احمدی نژاد را در اذهان عمومی همان «شعیب بن صالح» معرفی کنند و بعددر دوران انتخابات مجلس، ریاست جمهوری و یا… با استناد به این که از افراد نزدیک به آقای احمدی نژاد و مورد وثوق و اطمینان ایشان هستند، لیست نامزدهای مورد قبول خود برای مجلس و یا نامزد ریاست جمهوری مورد نظر خود را، نامزد و نامزدهای مورد تایید حضرت بقیه الله الاعظم- ارواحنا له الفداء- جا بزنند!!

از آن جایی که دولت مرتبط امینی در شهرستان‌ها نداشت، حتی عوامل هیئت اجرایی خود را از زندان‌ها انتخاب کرد و محکومین به زندان و کسانی که منتسب به جریان ...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط طاهرزاده  | لینک ثابت |

مردم چه مي گويند سه شنبه یازدهم بهمن 1390 9:8

  اغلب دوستان وافراد نزديك اين روزها مراجعه می کنند و از کاندیداهاي حامی احمدی نژاد می پرسند واظهار تمايل ميكنند كه به  کسانی که کمتر سیاسی هستند راي دهند. و سوگند می خورند که هر کس طرفدار احمدی نژاد باشد بی درنگ به وی رای خواهند داد . 

تو گویی بيشتر مردم با جریان هتاک به خدمتگزارمحبوب خود " لج " کرده اند .ومیشودحدس زد وفهمید كه نقشه ازپیش طراحی شده " جریان انحرافی " داره برمی گرده و دامنگیر خود طراحان آن میشه !

نوشته شده توسط طاهرزاده  | لینک ثابت |

راي سومين بار؛
رهبر فرقه كيهاني به اتهام ارتداد و ساب‌النبي بازداشت شد

خبرگزاري فارس: رهبر فرقه كيهاني به اتهام ارتداد ، ساب‌النبي و افساد في‌الارض به دادسراي اوين احضار و بازداشت شد.


به گزارش خبرگزاري فارس، بنابر اعلام مراجع ذي‌ربط نامبرده داراي سوابق گروهكي بوده و مدعي عرفان اسلامي - ايراني مي‌باشد. همچنين ادعاي درمان بيماران با اتصال به روح‌القدس (فرادرماني) را دارد.
وي همچنين در تسخير اجنه فعاليت دارد.
فرقه كيهاني طي 2 سال گذشته همچنين 2 فقره ترور تشكيلاتي داشته كه شاكيان پيگير شكايت خصوصي از وي هستند.
اطلاعات تفصيلي متعاقباً طي روزهاي آينده منتشر مي‌شود.

نوشته شده توسط طاهرزاده  | لینک ثابت |

علامه مصباح یزدی:
اين حرف‌هاي ملي‌گرايانه و مكتب ايراني براي چيست؟
استاد اخلاق حوزه علميه قم گفت: اگر تنبلي كنيم، زماني از خواب غفلت بيدار مي‌شويم كه تيرگي فتنه همه جا را فراگرفته و مي‌بينيم، همان كساني فتنه را آغاز كرده‌اند كه خود پرورش داده‌ايم. اين عزل و نصب‌ها از كجا در مي‌آيد؟ اين حرف‌هاي ملي‌گرايانه و مكتب ايراني، آن هم در زماني كه نهضت اسلامي در جهان اسلام در حال شكل‌گيري است، براي چيست؟ ملي گرايي و دم زدن از مكتب ايراني با چه انگيزه‌اي مي‌تواند باشد؟
"عماریون"- سایت ارزشی بی باک نوشت: عضو مجلس خبرگان رهبري گفت: خطري كه من احساس مي‌كنم، شديدترين خطري است كه تاکنون اسلام را تهديد كرده و آن هم از سوي نفوذي‌هايي است كه در بين خودي‌ها در حال رشد هستند.

به گزارش بی باک ، رئيس مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره) در ديدار با جمعي از مسئولان شوراي عالي زنان، با اشاره به نعمت پيروزي انقلاب اسلامي و رهبري حضرت امام خميني (ره) و جانشين شايسته‌اش گفت: امروز بيش از سه دهه از انقلاب اسلامي مي‌گذرد و فعاليت‌هاي بسياري در نظام صورت گرفته و گاه باعث بهت جهانيان شده است، اما هنوز تا رسيدن به نقطه ايده‌آل، فاصله بسياري داريم.

علامه مصباح يزدي، با بيان اين‌كه نواقص و مشكلاتي در اين سه دهه، باعث شده تا به اسلام ناب نرسيم، ادامه داد: بايد مسائل را ريشه‌اي حل كرد و مشكلات و نواقصي را كه جلوي تحقق اين امر را گرفته‌اند، شناسايي و در راستای رفع آنها برآمد.

وي با اشاره به وجود دو مشكل در بعد شناخت و بينش گفت: به اسلام بايد به عنوان يك مجموعه ارگانيك نظر كرد؛ يعني بدانيم اسلام مجموعه‌اي است كه اعضايش تأثير و تأثر متقابل در يكديگر دارند و همه اعضاي آن، زمينه رسيدن به هدف واحد را فراهم مي‌كنند.

علامه مصباح يزدي، نخستين مشكل را نبود اين نوع بينش در كشور دانست و گفت: متأسفانه، اين نگرش كه همه بخش‌هاي اسلام مانند پيكره واحدي است كه تنها رشد در يك بخش نمي‌تواند راهگشا باشد، در كشور ما و ديگر كشورها جا نيفتاده است.

عضو خبرگان رهبري در توضيح این مطلب ادامه داد: اين كه مي‌گویيم اسلام جامع بوده و همه چيز از فرهنگ و اقتصاد گرفته تا حقوق و سياست در آن وجود دارد، نه بدان معناست كه هر كدام بخش مستقلي است، بلكه همه اين بخش‌ها به هم پيوسته و در يكديگر تأثيرگذارند.

علامه مصباح يزدي، با اشاره به اينكه هر بخش از اسلام، داراي لايه‌هاي گوناگون است، دومين مشكل را نگاه سطحي به اسلام دانست و اظهار داشت: اگر به لايه‌هاي عميق آن توجه نكنيم، چه بسا در دراز مدت، دين را از بين ببريم، چرا كه نگاه سطحي به اسلام مانند درختي است كه ريشه‌اي ندارد.

رئيس مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني (ره) در ادامه به عنوان نمونه به مسأله ولايت ‌فقيه اشاره كرد و گفت: حتي در بين مسئولان نيز كساني كه واقعا ولايت‌ فقيه را شناخته و بدان اعتقاد دارند، کمند و حتي عده‌اي بر این باورند، اين ‌كه يك روحاني آن هم به حكم دين در رأس مسائل كشور قرار بگيرد، اشتباه است.

وي افزود: با وجود اين مشكلات، اگر هزار بار درباره حقوق زن تحقيق و اجتهاد كرده و مراجع هم نظر بدهند، ولي مسئولان كشور به آن اعتقاد نداشته باشند، اصلا تصويب و اجرا نخواهد شد؛ حتي قوانيني بوده است كه با رأي قاطع تصويب شده و شوراي نگهبان نيز تأييد كرده، اما از آنجا كه بنا بر ميل مجريان نبوده، متروك مانده است.

علامه مصباح يزدي ادامه داد: پس مشخص مي‌شود، آنچه اهميت دارد، تقويت اعتقاد قلبي مردم و مسئولان به اسلام است كه در اين صورت، حاضرند تا پاي جان براي آن ايستادگي كنند.

علامه مصباح يزدي، با اشاره به لزوم فعاليت و تلاش در دو جهت فكري ادامه داد: نخست این كه اسلام به طور كامل در نظر گرفته شود و تجزيه نشود، چرا كه اگر مثلا مسأله حقوق زن حل شود و ديگر بخش‌هاي اسلام اجرا نشود، اثري نخواهد داشت و باز هم ضعف خواهد بود.

عضو خبرگان رهبري خاطرنشان كرد: اگر روزي مسئوليني بر سر كار آيند كه در ابدي بودن احكام اسلام تشكيك كنند ـ همان‌ گونه كه در دوره‌اي چنين شد ـ اساس اسلام زير سوال مي‌رود و جايي براي بحث‌هايي مانند حقوق زن در اسلام و غيره باقي نمي‌ماند.

وي ادامه داد: دومين فعاليتي كه بايد انجام شود، پي بردن به عمق اسلام و عقيده قلبي نسبت به آن به ويژه در مسائل اعتقادي و عمل به اسلام است.

علامه مصباح يزدي با هشدار به مسئولان گفت: امروزه در دورن جامعه ما تشکيلاتي فراماسونري در حال شكل گرفتن است و همان‌ گونه که در دوران مشروطه، فراماسونري با شعار قرآن و اسلام پيش آمد، امروز نيز فراماسونري با شعارهاي انقلاب و اسلام جلوه مي‌كند و تحت پوشش آن، حرف خود را بيان مي‌كند؛ يعني قالب را حفظ و محتوا را عوض مي‌كند.

وي ادامه داد: چگونه كسي كه در عمرش با عالمي ارتباط نداشته و افزون بر آن، هر روز ضربه‌اي به اسلام مي‌زند، مي‌تواند براي اسلام مفيد باشد و معلوم نيست چه شده كه برخي نيز به آنها دل بسته‌اند؟!

استاد اخلاق حوزه علميه قم گفت: اگر تنبلي كنيم، زماني از خواب غفلت بيدار مي‌شويم كه تيرگي فتنه همه جا را فراگرفته و مي‌بينيم، همان كساني فتنه را آغاز كرده‌اند كه خود پرورش داده‌ايم. اين عزل و نصب‌ها از كجا در مي‌آيد؟ اين حرف‌هاي ملي‌گرايانه و مكتب ايراني، آن هم در زماني كه نهضت اسلامي در جهان اسلام در حال شكل‌گيري است، براي چيست؟ ملي گرايي و دم زدن از مكتب ايراني با چه انگيزه‌اي مي‌تواند باشد؟

اين متفكر اسلامي افزود: اگر روزي از ما بپرسند، چرا براي تساوي ارث زن و مرد كاري نكرديد، شايد بتوانيم عذري بياوريم، ولي اگر به ما بگويند، چرا اساس اسلام را حفظ نكرديد، چه عذري مي‌توانيم بياوريم؟!

علامه مصباح يزدي، با اشاره به تاريخ صدر اسلام گفت: همان كساني كه از اصحاب رسول خدا ـ صلي‌الله‌عليه‌وآله ـ بودند، پس از رحلت ايشان، علي ـ عليه‌السلام ـ را خانه‌نشين كردند، و بني‌اميه كه با نام اسلام بر سر كار آمدند، كاري كردند كه بر همه منابر به لعن علي ـ عليه‌السلام ـ مي‌پرداختند و مجاهدان و ياران پيامبر ـ صلي‌الله‌عليه‌وآله ـ نيز اعتراضي نكردند.

پس جاي تعجب نيست، اگر برخي از ياران امام، روزي عليه اسلام و انقلاب به پا خيزند (همان گونه كه سران فتنه گذشته اين چنين کردند) و جاي تعجب نخواهد بود، اگر برخي از كساني كه امروز دم از رهبري مي‌زنند و از ياران رهبري هستند، فردا فتنه بزرگتري پدید آورند.

رئيس مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره) ادامه داد: خطري كه من احساس مي‌كنم، شديدترين خطري است كه تا كنون اسلام را تهديد كرده و آن هم از سوي نفوذي‌هايي است كه در بين خودي‌ها در حال رشد هستند.

علامه مصباح يزدي در پايان، طول عمر رهبر شايسته و مدبر نظام اسلامي را از خداوند مسألت كرد و گفت: بزرگترين نعمتي كه براي حفظ اسلام به آن اميد داريم، وجود مقام معظم رهبري است.

گفتني است، اين مراسم 21 فروردين ماه در سالن تشريفات مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره) برگزار شد.
نوشته شده توسط طاهرزاده  | لینک ثابت |

اعلام موجودیت یک گروه تروریستی جمعه دوم اردیبهشت 1390 18:45
نهادهای امنیتی به گوش باشند
اعلام موجودیت یک گروه تروریستی
به تازگی یک گروهک تروریستی به نام « فرسان النار الحوازیه » که دارای گرایشات وهابیت می باشند تشکیل شده است.
"عماریون"- به تازگی یک گروهک تروریستی به نام « فرسان النار الحوازیه » که دارای گرایشات وهابیت می باشند تشکیل شده است.
این گروهک در راستای دخالت های کشورهای عربی طرفدار وهابیت و همچنین ایجاد ناامنی و جداسازی مناطق عرب نشین استان خوزستان از کشور ، در شهرهای آبادان و خرمشهر اعلام موجودیت نموده است.
سران این گروهک معلوم الحال اعلام نموده اند در حال حاضر مشغول جمع آوری سلاح با هدف ترور شخصیت های استانی و مسئولین نظامی و انتظامی می باشند
نوشته شده توسط طاهرزاده  | لینک ثابت |

از مصادره شعار رهبری تا سانسور جنایات بحرین
بی شک خاتمی و هر فرد دیگری نمی‌تواند بدون برائت جستن از فتنه‌گران مدعی حضور در انتخابات و کسب کردن جایگاه و موقعیت در نظامی باشند که تا چندی پیش تمام همتشان را برای براندازی آن به‌کار بردند. 360
10828
alt alt

محمد خاتمی که ایام پس از انتخابات بعد از آقایان موسوی و کروبی نقش «قطب سوم فتنه» را بازی می‌کرد و هر گاه عرصه برای به میدان آمدن آن دو تنگ می‌شد، وی به میدان آمده و جاده را برای اصحاب فتنه «پاکسازی» می‌کرد، بار دیگر طی سخنانی در جمعی که سایت وی آنان را قرآن‌پژوهان استان یزد نامیده، ضمن حمایت از مجرمانی که امنیت کشور را طی قریب به یک‌سال به خطر انداختند و بدون آنکه کوچک‌‌ترین مرزبندی با آنان داشته باشد، خواستار آزادی بی‌قیدوشرط زندانیان به بهانه انتخابات پیش رو شد.

فراهم شدن میدان تاخت خاتمی بعد از حصر دو شریکش
بعد از شکست فتنه اسرائیلی 25 بهمن که با هدایت مستقیم بیگانگان علی الخصوص صهیونیست‌ها و بازیگری افرادی همچون موسوی و کروبی شکل گرفت و نتیجه آن حصر خانگی دو تن از سران فتنه بود، خاتمی فرصت را برای جمع کردن لشگر که شکست‌خورده فتنه و اصلاح‌طلبان به دور خود و احیای گفتمان اصلاح‌طلبی فراهم می‌بیند.
هر چند وی از حصر موسوی و کروبی در محافل عمومی انتقاد می‌کند اما کیست که نداند رئیس دولت اصلاحات آن دو را مسئول مستقیم وضعیت پیش آمده برای اصلاح‌طلبان می‌داند و بارها از به کمارفتن این جنبش سخن گفته و اینکه بایستی بار دیگر گفتمان اصلاح‌طلبی را احیا کرد و جایگزین جنبش سبز کرد.
بنابراین برخلاف انتقادهای ظاهری، وضعیت پیش آمده وضعیت ایده‌آلی است که خاتمی مترصد بود تا با به‌دست آوردن چنین موقعیتی آب ریخته شده را به جوی اصلاح‌طلبان برگرداند.
خاتمی برای تحقق آمال فوق بازی دوگانه‌ای را برگزیده است؛ از یک سو سعی می‌کند خود را در «چارچوب نظام و قانون اساسی» نشان دهد و از سویی دیگر با «ادبیاتی دو‌پهلو» سعی دارد «هواداران سرخورده جنبش سبز» را به سوی خود بخواند.

راه نجات نظام بالاخره دین است یا سکولاریسم
از این رو رئیس دولت اصلاحات که چند سال پیش در جلسه رسمی شورای عالی انقلاب فرهنگی تنها راه نجات نظام و انقلاب را «سکولاریسم» دانسته بود، در دیدار اخیر خود که در بالا اشاره شد بر «وجه دینی انقلاب» صحه گذاشته و می‌گوید:، «انقلاب ما با دین نسبت استوار دارد و در همه عرصه‌ها به ویژه در راه بردن جامعه به سوی اهداف والای انقلاب باید از قرآن هدایت و مدد خواست.»
معلوم نیست چگونه این دو گفتمان متعارض را مطرح می‌کند. آیا اعتقاد خاتمی در اثر گذشت چند سال 180 درجه تغییر یافته است یا این جبر زمانه و بازار سیاست امروزی است که خاتمی را وادار ساخته اینگونه سخن بگوید.

موضع طلبکارانه به جای برائت از فتنه‌گران
خاتمی در ادامه بحث وارد مقوله انتخابات مجلس می‌شود و سعی می‌کند از نگاه مطالبه‌گرانه با نظام و مردم سخن بگوید.
وی در این باره از اهمیت رأی مردم و انتخابات سخن گفته و آن را نشانه زندگی جامعه می‌داند اما ظاهراً فراموش کرده است که وی و دوستانش پرشکوه‌‌‌ترین انتخابات مردم ایران را که خروجی آن مورد رضایت آنان نبود مخدوش جلوه داده و بر صورت جمهوری که مدام از آن دم می‌زنند چنگ انداختند.
رئیس دولت اصلاحات به انتخابات مجلس در سال جاری اشاره می‌کند و خواستار حضور «همه گرایش‌ها» بخوانید هم کیشانش در آن می‌شود اما به این نکته اشاره می‌کند که حداقل شرط حضور در انتخابات و کسب نمایندگی مردم در خانه ملت مستلزم التزام فرد به قانون اساسی است و این مرسوم همه جوامع از جمله کشورهای غربی است که شعار آزادی بیان و دموکراسی‌شان گوش فلک را کر کرده است.
بی شک خاتمی و هر فرد دیگری نمی‌تواند بدون برائت جستن از فتنه‌گران و کسانی که جایگاه نظام را در انظار جهانی متزلزل ساختند، مدعی حضور در انتخابات و کسب کردن جایگاه و موقعیت در نظامی باشند که تا چندی پیش تمام همتشان را برای براندازی آن به‌کار بردند.
وی از لزوم بر داشتن حصرها و آزادی زندانیان برای ایجاد نشاط در جامعه آن هم در آستانه انتخابات طبق موازین و قانون سخن می‌گوید اما نمی‌گوید در کدام قانون آمده است که مجرمین برای چیزی که وی نشاط جامعه می‌خواند و بدون طی مراحل قانونی باید آزاد شوند.

مصادره مواضع رهبری برای تخطئه دولت
مصادره مواضع رهبر معظم انقلاب در راستای مواضع جناحی خود بخش دیگر سخنان خاتمی است. وی و دوستانش که با تمام قوا کوشیدند که جامعه را از هدفمندکردن یارانه‌ها بترسانند و چوب لای چرخ بزرگ‌‌ترین جراحی اقتصادی کشور بگذارند حال که این رویداد با کم‌‌ترین حاشیه و با موفقیت تمام در حال پیشرفت است سعی می‌کند با اشاره به شعار امسال رهبری نظام یعنی جهاد اقتصادی اینگونه وانمود کند که علت انتخاب این شعار وضعیت نابسامان اقتصادی است و می‌گوید:«وقتی جهاد اقتصادی مطرح می‌شود معنایش این است که وضعیت اقتصادی فعلی چندان مناسب نیست و نیاز به جهاد همه‌جانبه برای پیشرفت و بهبود دارد». این در حالی است که رهبر فرزانه انقلاب در پیام نوروزی و سخنان خود در حرم مطهر رضوی حمایت کم سابقه‌ای از اقدامات انجام گرفته خصوصاً هدفمندکردن یارانه‌ها می‌کنند.
ایشان می‌فرمایند:«آنچه که من از مجموع احساس می‌کنم، این است که کشور ما بحمدالله در جاده پیشرفت و تعالی حرکت خوبی را آغاز کرده است.
البته این حرکت که روز‌به‌روز هم شتاب بیشتری گرفته است، ناشی از زحمات و تلاش‌های مسئولان و ملت در طول سالیان متمادی است اما خوشبختانه این حرکت هرچه گذشته است، شتاب بیشتری پیدا کرده است.»
مسببان جنایات منطقه در مواضع خاتمی حذف می‌شوند
بخش پایانی سخنان خاتمی به تحولات منطقه اختصاص داده شده بود و اینکه این موج برای مردم منطقه مبارک است و افق روشن وامیدوار‌کننده‌ای پیش روی آنان است.
وی در باب انتقاد از مسببان جنایات علیه مردم منطقه به این نکته بسنده می‌کند که «متأسفانه برخوردهای دوگانه سیاست‌ها و جوامع بین‌المللی در مورد حرکت‌های منطقه باعث تأسف است. از جمله شاید مظلوم‌‌‌ترین ملت در این میانه ملت شریف بحرین باشد که امیدوارم شاهد پیروزی همه ملت‌ها باشیم.» این جمله یادآور پیام میرحسین برای 13 آبان است که مهم‌‌ترین وجه 13 آبان یعنی امریکاستیزی در آن سانسور شده بود که نکند حامیان خارجی جنبش سبز از وی دلخور شوند.
خاتمی نیز به تحولات منطقه و از جمله بحرین اشاره می‌کند اما کوچک‌‌ترین اشاره‌ای به مسببان جنایات بحرین یعنی عربستان و حامیان غربی و امریکایی‌اش نمی‌کند.

منبع : جوان

نوشته شده توسط طاهرزاده  | لینک ثابت |

در گفت‌وگو با يك سايت ضدانقلاب فتنه‌گر صورت گرفت؛
توهين و فحاشي فائزه هاشمي به مسئولان اجرايي كشور

خبرگزاري فارس: يك سايت ضدانقلاب و حامي فتنه به‎نقل از فائزه هاشمي رفسنجاني اهانت و فحاشي‌هايي را درباره مسئولان اجرايي كشورمان منتشر كرد.


به گزارش خبرنگار گروه "فضاي مجازي " خبرگزاري فارس، سايت ضدانقلاب و حامي فتنه "روز آن‎لاين " در گفت‌وگويي كه از فائزه هاشمي رفسنجاني منتشر كرده نوشته است كه فائزه هاشمي مسئولان اجرايي كشور را عده‌اي اراذل و اوباش و لات و رجّاله خوانده است.

فائزه هاشمي كه گويا به بهانه توهين‌هاي يك فرد به وي، در اين گفت‌وگو شركت كرده، خود گوي سبقت را از نامبرده ربوده و گفته است: "در زمان شاه اين شعبان بي‌مخ و دار و دسته‎اش بودند كه مثل همين اراذل و اوباش با رفتار وحشيانه و جمع كردن رجّاله‌ها و لات‌ها، با مخالفان خودشون برخورد مي كردند. حالا هم متاسفانه همون ادبيات و همون روش با نام اسلام، انقلاب، دفاع از ارزش‌ها و اين حرفها انجام مي‎شه. اداره مملكت الآن با همين رجّاله‌ها و اراذل و اوباش است. آدم چي مي‏تونه به اين جريان بگه و چه انتظاري مي‎تونه داشته باشه؟ "

فائزه هاشمي تا اين لحظه سخناني را كه به نقل از وي در سايت‌هاي ضدانقلاب منتشر شده تكذيب نكرده است.

نوشته شده توسط طاهرزاده  | لینک ثابت |

از موج خمینی به جهان زلزله برپاست جمعه دوم اردیبهشت 1390 18:16
ار تو به یک اشاره...از ما به سر دویدن
 

دشمنان بدانند اگر از سرهایمان کوه بسازند


فرزندانمان هرگز در تاریخ نخواهند خواند


خامنه ای تنها ماند


 


سرتا به سر عالمیان شور و شعور است
مصر و یمن و تونس ما غرق عبور است

از موج خمینی به جهان زلزله برپاست
عالم همگی مست می عطر ظهور است

نوشته شده توسط طاهرزاده  | لینک ثابت |

آيت‌الله امامي كاشاني در خطبه دوم نماز جمعه تهران:
رئيس جمهور در خصوص بحث وزارت اطلاعات مطيع رهبر انقلاب است

خبرگزاري فارس: امام جمعه موقت تهران با بيان اينكه در نظام جمهوري اسلامي هرگاه ولي امر مسلمين نظري را بدهند همه اركان نظام شرعا، قانونا و اخلاقا مطيع‌ آن هستند درباره بحث وزارت اطلاعات گفت كه رئيس جمهور نيز در اين زمينه مطيع رهبر انقلاب است.


گزارش تصويري مرتبط

-------------------------------

به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس، آيت‌الله محمد امامي كاشاني امام جمعه موقت تهران، در خطبه دوم اين نماز با اشاره به نامگذاري امسال از سوي مقام معظم رهبري به سال جهاد اقتصادي اظهار داشت: وقتي از امام صادق (ع) پرسيده شد كه زندگي را بر چه استوار مي‌بينند فرمودند: "فهميدم كار خودم را خود بايد انجام دهم لذا كوشا و جدي شدم. "

وي با بيان اينكه انسان بايد كار خود را خودش انجام دهد و در همه كارها چه مسائل شخصي و اجتماعي جديت به خرج دهد، گفت: جهاد در راه كار از يك سو به معناي تلاش و از سوي ديگر به معناي قداست آن تلاش است و اين كار را با ارزش مي‌كند.

امام جمعه موقت تهران همچنين يادآور شد: مقام معظم رهبري امسال را جهاد اقتصادي نامگذاري كردند و واقعاً جامعه از نظر جهاد و اقتصاد بيمار است.

ايت الله كاشاني به مصاحبه برخي افراد در تلويزيون مبني بر خريد و فروش سكه و ضرر آنها هنگام ورود سكه به بازار از سوي دولت اشاره كرد و گفت: اين دلالي‌ها و خريد و فروش‌هاي بي‌رويه درست نيست چراكه پول بايد در راه توليد و خدمت به جامعه باشد و براي انسان بركت و آرامش بياورد؛ هر پولي آرامش‌آور نيست.

خطيب موقت نماز جمعه امروز تهران يادآور شد: توليد، ايجاد سرمايه، بهبود شرايط اقتصادي و ايجاد كار براي جوانان بسيار ارزشمند است كه اينها با جهاد محقق مي‌شود.

وي افزود: تمام اموال دنيا و تمام آنچه كه در طبيعت وجود دارد متعلق به بشر است و ما وارث تمام منابع هستيم ولي شرط ارث بردن استفاده از آن است.

آيت الله كاشاني با بيان اينكه انبيا و اوليا با خود گنج‌هايي آوردند كه همانا زندگي پاكيزه است گفت: خداوند اين زندگي را به ما داد و اين ارث ماست لذا بايد آن را با عقل و جهد پيدا كنيم نه اينكه بخواهيم با بيكاري، سيگار كشيدن و كارهاي ناشايست به طور نادرست از آن استفاده كنيم.

امام جمعه موقت تهران در ادامه اين خطبه ياداور شد: جهاد نيازمند كار است لذا بايد با فرهنگ نادرست در اين زمينه در كشور مبارزه شود.

وي همچنين در خصوص بحث وزارت اطلاعات در كشور گفت: متأسفانه موضوعي كه امروزه خوراك بيگانگان شده موضوع وزارت اطلاعات است چراكه بيگانگان منتظرند و نگاه مي‌كنند تا در نظام ما موضوعي پيش آيد و آنها بتوانند آن را تحليل كنند و خواب‌هايي براي ما ببينند.

آيت الله كاشاني يادآور شد: در اين مسئله آقاي رئيس جمهور وزير اطلاعات را كنار مي‌گذارد و رهبر انقلاب به وزير مربوطه دستور مي‌دهند كه به كار خودت ادامه بده و همين موضوع خوراك رسانه‌ها مي‌شود كه با ايجاد سر و صدا و اختلاف مطالبي را عنوان مي‌كنند در حالي كه از نظام و افراد خبر ندارند.

وي افزود: بيش از 30 سال از نظام جمهوري اسلامي مي گذرد و بنده 18 سال در شوراي نگهبان بودم، ما در اين شورا درباره مسائل مختلف از جمله انتخابات صحبت مي‌كرديم و حقوقدانان نيز نظرات خود را ارائه مي‌دانند تا اينكه امام خميني(ره) اعلام مي‌كردند كه انتخابات را تأييد كرده‌اند؛ در بقيه مسائل قانون اساسي و مسائلي كه در شوراي نگهبان پيش مي آيد صحبت‌هاي امام را مبنا قرار مي‌داديم و اين نظام جمهوري اسلامي است.

خطيب موقت نماز جمعه امروز تهران با اشاره به تذكرات امام خميني در همين راستا به قوه مجريه، قضاييه و مقننه و اينكه همه اعلام مي‌كردند كه مطيع و شاگرد امام هستند خطاب به بيگانگان گفت: بدانيد كه در نظام جمهوري اسلامي اگر ولي امر مسلمين نظري را مي‌دهند همه مطيع آن هستند و همه اركان نظام هم شرعا، هم قانونا و هم اخلاقا مطيع‌اند.

وي با تأكيد بر اينكه در حال حاضر نيز رئيس جمهور در اين زمينه مطيع است، گفت: البته اينچنين است كه نظام روي قانون خود سير مي‌كند ولي در مسائلي كه ولي امر مصلحتي بدانند طبق همان اقدام مي‌شود لذا اين سرو صدا نمي‌خواهد و نبايد باعث اختلاف شود.

آيت الله كاشاني ياداور شد: رئيس جمهور كشورمان مطيع و فعال است و مردم و كشور ما هم قدردانند و هم انتظاراتي دارند؛ قدرداني آنها به جا و انتظاراتشان به حق است و اين يك حقيقت در نظام جمهوري اسلامي است.

وي افزود: ايجاد اين سر و صداها و ماجرا ايجاد كردن در خصوص اين موضوعات از آنجاست كه بيگانگان همانند بسياري از مواقع به فكر اين هستند كه چيزي عايدشان شود ولي بدانند كه آخرش دزد با دست خالي برمي‌گردد و حالا هم همين طور شده است.

امام جمعه موقت تهران با اشاره به سالروز ارتش نظام جمهوري اسلامي اين روز را به برادران ارتشي و نيروي مسلح تبريك گفت و اظهار داشت: اينها در طول نظام جمهوري اسلامي افتخارآفرينند.

وي افزود: ارتش و نيروي مسلح كشور ما همواره مقتدرانه هم از لحاظ تكنيك و هم از لحاظ تكنولوژي در منطقه حرف اول را مي‌زنند و همچنين توجه دارند كه بايد در دنيا امنيت وجود داشته باشد لذا آنها به امنيت و عدالت توجه دارند.

آيت الله كاشاني ادامه داد: كساني كه گهگاه تهديد مي‌كنند و حرف‌هاي ياوه مي‌زنند، بدانند كه حرف‌هاي آنها جز اين نيست كه ديگران آن را بشنوند، بخندند و آنها را مسخره كنند چرا كه تهديدات آنها نسبت به چنين قدرت نظامي در كشور تهديداتي بي ربط است و وقتي از برخي اينها را مي‌شنويم جاي تعجب دارد كه اين نوكري‌ها براي بيگانه تا چه حد ادامه دارد.

* مسلمانان محور جنبش‌هاي كشورهاي اسلامي هستند

خطيب موقت نماز جمعه امروز تهران همچنين در ادامه اين خطبه به جنبش هاي كشورهاي اسلامي اشاره كرد و گفت: اين جنبش‌ها از ريشه و اساس دروني است و به مردن در اين جنبش‌ها به صورت ذاتي حركت مي‌كنند و اين موضوع خاموش شدني نيست و نمي‌توان ملتها را خاموش كرد؛ حتي با كشتار نيز نمي‌توان اين ملت را خاموش كرد.

وي افزود:‌ اين جنبش پرچم و محوري دارد كه محور آن "مسلمانان " و پرچم آن "محمد رسول الله " است.

آيت الله كاشاني با اشاره به حمايت دنياي غرب و استكبار از اين كشتارهاي منطقه ادامه داد: وقتي از امام صادق (ع) پرسيدند كه چگونه غيبت فرزند شما مهدي موعود طولاني مي‌شود ايشان جواب دادند براي اينكه بر تمام مردم دنيا ثابت شود كه كذب و دروغ افرادي كه مي‌گويند حامي هستيم و اصلاح مي‌كنيم، معلوم شود.

* واقعا انسانيت در اين عصر سقوط كرده است

وي به بيانيه شوراي همكاري خليج فارس در اين راستا اشاره كرد و خطاب به آنها گفت: مگر شما مسلمان نيستيد؟ چرا به جاي حمايت از مردم مصر، ليبي، تونس و مخصوصا بحرين، حرف هايي بي ربط مي‌‌زنيد.

وي با اشاره به شعار امام حسين در روز عاشورا گفت: اينكه اين امام بزرگوار فرمودند اگر دين نداريد آزادمرد و انسان باشيد بايد خطاب به آنان گفت كه چطور پشت تريبون‌هاي دنيا اين حرفها را مي‌زنيد؛ چقدر انسانيت بايد سقوط كند؛ واقعا انسانيت در اين عصر سقوط كرده است.

خطيب موقت نماز جمعه امروز تهران در پايان از مرحوم آيت الله بهجت ياد كرد و گفت: اين هفته سالروز درگذشت ايشان است لذا براي ايشان و همه شهدا طلب مغفرت و علو درجات را داريم.

نوشته شده توسط طاهرزاده  | لینک ثابت |

اختصاصي فارس/نشريه آلماني اشپيگل تحليل كرد:
ابرقدرت در سقوط، روياي آمريكايي به سر آمده است

خبرگزاري فارس: نشريه آلماني اشپيگل طي تحليل مفصلي به بررسي روند افت قدرت اقتصادي آمريكا از دهه 1950 تاكنون پرداخت و نوشت: نام آمريكا پيش از يك اقتصاد سرمايه‌داري قدرتمند را به ذهن مي‌رساند اما امروز اين كشور با بحران و ركود اقتصادي شناخته مي شود .


به گزارش گروه اقتصاد بين الملل فارس در اين مقاله آورده است: روياي آمريكا هم اكنون به كابوسي براي همگان تغيير يافته است . امريكا اكنون بيش از هر زمان ديگري به شكنندگي و سستي ساختارهاي مالي و اقتصادي خود پي برده است . اگر مقامهاي اقتصادي آمريكا براي خروج كامل اين كشور از بحران و ركود چاره انديشي نكنند كل اقتصاد جهان با چالشهاي زيادي روبرو خواهد شد . گرچه نام آمريكا پيش از اين در اذهان اقتصاد قدرتمند و جامعه آزاد و باز را متصور مي شد ولي امروزه نام آمريكا همراه با بحران و ركود اقتصادي شناخته مي شود .
اين مقاله به ايالت فلوريدا اشاره كرده و نوشته است: ايالت فلوريدا گام پاياني روياي آمريكا است . زماني فلوريدا بهشت روي زمين به شمار مي رفت . زماني بيش از 200 تا 400 هزار نفر در سال براي زندگي به اين ايالت مي رفتند و جمعيت آن به سرعت رو به افزايش بود و قيمت املاك و مستغلات در اين ايالت به سرعت روندي صعودي داشت ولي امروز ديگر از از آن رونق و روياي اقتصادي خبري نيست . امروزه مردم به سرعت در حال خارج شدن از اين ايالت هستند . جمعيت كاليفرنيا در سال 2009 بيش از 58 هزار نفر كاهش يافته است . نرخ بيكاري در اين ايالت به سرعت رو به افزايش است و تعداد افرادي كه براي ادامه زندگي به كمكهاي دولتي نياز دارند از سال 2006 تا كنون رشد چشمگيري داشته است .
بر اساس اين گزارش بسياري از مردم آمريكا طي دهه هاي اخير با روياهايي زندگي كرده اند كه هيچ گاه رنگ واقعيت به خود نگرفته است . دولت آمريكا طي سالهاي گذشته با شعار مديريت جهاني توانست هزاران مهاجر را از سراسر جهان جذب كند . ولي امروز تو خالي بودن اين شعارها براي خودمردم آمريكا نيز نمايان شده است . آمريكا در سال 2010 به كشوري رعب آور و گيج كننده تبديل شده است . شركتهاي بزرگ آمريكايي هنوز در سطح و كلاس جهاني فعاليت مي كنند و شركتهاي بزرگي مثل گوگل، مايكروسافت، اپل و كوكا كولا در آسيا سرمايه گذاري مي كنند .
اين گزارش افزوده است: بيش از 47 درصد مردم آمريكا بر اين باورند كه روياي آمريكا هيچ واقعيت و حقيقتي ندارد . بيش از 63 درصد مردم آمريكا معتقدند نمي توانند استانداردهاي كنوني زندگي را براي نسل آينده تامين كنند . البته سقوط و افول اقتصادي آمريكا لزوما يك سقوط كامل و فروپاشي كامل نخواهد بود . آمريكا پيش از اين نيز توانسته از چنين بحرانهايي خارج شود . ولي اين بار معلوم نيست پايان اين داستان پاياني خوش باشد . آمريكاي 2010 با مشكلات ساختاري و جديدي روبرو است . مردم آمريكا تمايل چنداني به سرمايه گذاري و مصرف بيشتر ندارند و ترجيح مي دهند درآمد خود را براي آينده مبهم و نامعلوم پس انداز كنند . سيستم سياسي آمريكا نيز در چنبره لابي هاي قوي است .
روبرت پوتنام جامعه شناس مشهور آمريكايي تاكيد كرد من اين شانس را داشتم كه با جورج بوش و باراك اوباما در خصوص نگراني مردم آمريكا از افزايش بي عدالتي درآمدي و شكاف طبقاتي صحبت كنم . هر دوي آنها از اين مساله به شدت نگران هستند .
بر اساس اين گزارش پوتنام به شدت نگران گسترش عدم تعادل در اقتصاد آمريكا است . امروزه درآمد رييس يك شركت بزرگ آمريكايي 300 برابر يك كارگر ساده است . در سال 1950 اين شكاف درآمدي 30 برابر بود . بي شك هيچ جامعه انساني نخواهد توانست با چنين شكاف طبقاتي زيادي مدت مديد و طولاني دوام بياورد . فرانكلين روزولت رييس جمهور اسبق امريكا زماني شعار اساسي خود در انتخابات را خانه دار كردن اكثر مردم آمريكا اعلام كرد . روساي جمهور اخير آمريكا نيز شعار 8 ميليون مالك جديد مسكن را مطرح كردند . در دهه 1960 دو سوم آمريكايي ها مالك مسكن بودند . هدف در ابتدا افزايش اين درصد بود . اين مساله نه تنها تحقق نيافت بلكه در پي اتخاذ سياستهاي نامناسب مالي پولي و بانكي بسياري از مردم آمريكا به بانكها بدهكار شدند .
اشپيگل افزوده است: از زماني كه قيمت مسكن در آمريكا به شدت كاهش يافته تا كنون 11 ميليون نفر به بانكها بدهكار شدند و ارزش مسكن آنها كمتر از وام بانكي شده است . شخصي كه براي خريد مسكن دو سال پيش 120 هزار دلار وام دريافت كرده اكنون ارزش مسكن وي به كمتر از 80 هزار دلار رسيده است . مردم آمريكا پيش از اين به دريافت تسهيلات ارزان قيمت براي خريد مسكن عادت كرده بودند و شرايط كنوني حاكم بر سيستم پولي مالي و اقتصادي آنها را شوكه كرده است . مردم امريكا ديگر حاضر نيستند مانند گذشته خرج و هزينه كنند . زماني كه ميزان بدهي دولت آمريكا به 90 درصد توليد ناخالص داخلي برسد اين مساله نشانگر بيمار بودن اقتصاد يك كشور است و مردم اطمينان و اعتماد خود را نسبت به دولت از دست خواهند داد .
دوران زمامداري آلن گرينسپن در فدرال رزرو يعني طي سالهاي 1987 تا 2006 آمريكا با درخشان ترين و بزرگترين رشد و رونق اقتصادي در تاريخ خود روبرو شد . توليد ناخالص داخلي امريكا در اين دوران دو برابر شد . اما تنها مشكل در اقتصاد آمريكا اين بود كه اين رشد و رونق ، واقعي و حقيقي نبود . رونالد ريگان رييس جمهور پيشين آمريكا بر اين باور بود كه دولت به تنهايي توانايي حل تمامي مشكلات را ندارد .
بر اساس اين گزارش در برخي موارد خود دولت بزرگترين مشكل است . ريگان در زندگي نامه خود مي نويسد مردم آمريكا از برنامه هاي تلف كننده دولت خسته شده اند . مردم از مالياتهاي پيچيده و بروكراسي هاي اداري به تنگ آمده اند . با آغاز دهه 1980 محافظه كاران اين فرصت را به دست آوردند تا در ساختارهاي اقتصادي و سياسي امريكا اصلاحاتي انجام دهند . سهم دولت در فعاليتهاي اقتصادي آمريكا كاهش يافت پيشرفت تكنولوژي موجب افزايش توليدات صنعتي امريكا شد و قدرت اتحاديه هاي كارگري در امريكا به شدت كاهش يافت .
ريگان به سرعت اصلاحات اقتصادي زيادي را اجرا كرد . نرخ ماليات را از 70 به 28 درصد كاهش داد . بسياري از قوانين دست و پاگير دولتي و اداري را لغو كرد . آمريكا در دوران ريگان به كشور تازه آزاد و ديگري تبديل شده بود . كشورهاي ديگر با سرعت زياد در حال افزايش صادرات به بازار امريكا شدند كه در اين بين سهم زاپن چين و هند بيشتر از سايرين بود . قانون زدايي از بازارهاي سهام و بازارهاي مالي به سرعت افزايش يافت . وال مارت به سرعت جايگزين جنرال موتورز به عنوان بزرگترين شركت جهان شد .
اين گزارش در ادامه نوشته است: در نظم نوين اقتصاد آمريكا مصرف كننده برنده اصلي بود . بانكها اهميت بيشتري در سيستم اقتصادي امريكا پيدا كردند و سود صنعت بانكداري آمريكا نسبت به دهه 1970 دو برابر شد . كمي قبل از آغاز بحران 40 درصد سود شركتهاي امريكايي از بخش مالي تامين مي شد . تا قبل از آغاز بحران 40 درصد دانش آموختگان هاروارد در بخش مالي و تجاري جذب بازار كار مي شدند و درآمد آنها سه برابر ساير دانش آموختگان در ساير رشته ها بود . داد و ستد در بازارهاي مالي سود بيشتري نسبت به فعاليتهاي توليدي داشت . نبض و ضربان چنين اقتصادي بر مبناي مصرف و هزينه هاي مصرفي بود . مصرف 70 درصد توليد ناخالص داخلي امريكا را از ان زمان تا كنون تشكيل داده است . اين مساله موجب كاهش شديد نرخ پس انداز در آمريكا شد . بنا براين مردم آمريكا براي تامين هزنيه هاي خود مجبور به دريافت وام هاي بيشتر شدند و اين مساله مستلزم كاهش نرخ بهره بانكي بود . ريگان گرينسپن را به عنوان رييس فدرال رزرو برگزيد و به اين ترتيب دوران جديدي در اقتصاد امريكا آغاز شد . اقتصاد ديجيتال در آمريكا پايه گذاري شد .
بين نوامبر 2001 تا نوامبر 2004 گرينسپن نرخ بهره بانكي را زير 2 درصد نگه داشت . اين شرايط حتي در زماني كه رشد اقتصادي به 2.8 درصد نيز رسيد ادامه داشت . كاهش نرخ بهره موجب رشد و رونق بازار سهام شد و مردم تمايل بيشتري براي خريد سهام داشتند . روبرت ريچ وزير كار كابينه بيل كلينتون در اين باره مي گويد اين ايده در بين مردم آمريكا رايج شده بود كه اگر همسايه شما چيزي بيشتر از شما دارد شما هم مي توانيد بيشتر از آن داشته باشيد چون شما يك امريكايي هستيد . ولي اجراي سياستهاي اقتصادي در دوران ريگان و كلينتون موجب افزايش شديد بي عدالتي و شماف طبقاتي شد . ثروتمندان ثروتمندتر شدند . حدود 0.1 درصد ثروتمندان آمريكايي بيش از 120 ميليون امريكايي متوسط و فقير درامد داشتند . ثروتمندان آمريكايي به راحتي ضمن نفوذ در انتخابات سرنوشت انتخابات مختلف را رقم مي زدند و در چنين شرايطي دولت هيچ كمكي به فقرا نمي كرد .
اشپيگل نوشته است: واقعيت اين است كه ثروت اصلي آمريكا در دست تعداد معدودي از ثروتمندان مي چرخد و اين ثروت هيچ گاه به دست محرومين و فقرا نخواهد رسيد . ادموند فلپس برنده نوبل اقتصاد در سال 2006 گفت وقوع بحران اقتصادي اخير در سال 2008 موجب شد تا امريكا بيش از گذشته قدرت و ابهت اقتصادي خود را از دست بدهد . شركتهاي بزرگ آمريكايي براي افزايش سود مالي مجبور به كاهش تعداد نيروي كار هستند و اين مساله به معناي افزايش بيكاري است . اقتصاد آمريكا در چنين شرايطي به اصلاحات ساختاري و اساسي نياز دارد . از سال 2000 بيش از 6 ميليون نفر در آمريكا شغل خود را از دست دادند . امروز تنها 9 درصد مردم آمريكا در بخش صنعت فعاليت مي كنند كه اين رقم نسبت به سال 1985 نصف شده است . پل ولكر مشاور اقثتصادي اوباما نيز تاكيد كرد آمريكا بايد تغيير كند . اميدوارم در آينده آمريكا مهندس واقعي بيشتر از مهندس امور مالي داشته باشد . آمريكا بايد ساختارهاي مالي و پولي خود را اصلاح كند . پس از جنگ جهاني دوم رشد اشتغال با رشد جمعيت امريكا هماهنگ بود يعني بين 10 تا 20 درصد در هر ده سال . طي ده سال اخير جمعيت آمريكا 25 ميليون نفر رشد داشت ولي در واقع هيچ فرصت شغلي جديدي ايجاد نشده است . زماني كه گرينسپن در ژانويه 2006 از فدرال رزرو رفت كشوري را با حجم سنگين بدهي تحويل داد . دو جنگ در افغانستان و عراق با هزينه يك تريليون دلار ادامه داشت . بدهي هاي دولتي از 57 درصد توليد ناخالص ملي در سال 2000 به بيش از 83 درصد رسيده بود . تا اينكه اوباما در سال 2009 به قدرت رسيد .
بر اساس اين گزارش بدهي كنوني آمريكا 13.8 تريليون دلار معادل 94.3 درصد توليد ناخالص ملي است . تا دو سال آينده اين رقم به بيش از 100 درصد خواهد رسيد . در سال 1978 ميلادي ميانگين درآمد يك مرد امريكايي 45879 دلار بود و در سال 2007 اين رقم به 45113 دلار رسيد . ميزان بدهي هاي دولت آمريكا اكنون به مرز 14 تريليون دلار رسيده كه 20 برابر بيشتر از دهه 1970 ميلادي است . مردم آمريكا اكنون به خوبي تاثيرات منفي بحران مالي و اقتصادي سال 2008 را احساس مي كنند . نرخ بيكاري امريكا حدود 10 درصد است ولي به نظر مي رسد با احتساب دقيق افراد بيكار و جوياي كار اين نرخ به حدود 20 درصد برسد . اين براي نخستين بار پس از بحران بزرگ اقتصادي در دهه 1930 است كه آمريكا با مشكل و بحران بيكاري بلند مدت روبرو شده است . گرچه برخي كارشناسان اقتصادي بر اين باورند كه بسياري از مشكلات و چالشهاي اقتصادي فعلي امريكا ميراث جورج بوش براي دولت اوباما است ولي سياستهاي مالي و اقتصادي دولت اوباما نيز در تشديد اين بحران بي تاثير نبوده است .
بر اساس اين گزارش تزريق دلار و نقدينگي بيشتر به اقتصاد امريكا از اواخر سال 2008 تا كنون و پايين آوردن نرخ بهره بانكي از مهمترين اشتباهات دولت اوباما بوده است . اجراي اين سياستها نه تنها تاثير چنداني بر كاهش بيكاري و افزايش رشد اقتصادي نداشته بلكه موجب كاهش ارزش دلار و افزايش بدهي و كسري بودجه دولت شده است . شكست دموكراتها در انتخابات اخير نشانگر شكست سياستهاي اقتصادي و مالي آنها بوده است . تشكيل حزب چاي كه به شدت مخالف سياستهاي اقتصادي سياسي و مالي دو حزب جمهوري خواه و دموكرات امريكا هستند نشانگر تحولات سياسي و اقتصادي جدي در جامعه امريكا است .
اشپيگل در پايان هشدار داده است: به اعتقاد كارشناسان اقتصادي و مالي اصرار آمريكا بر سياست كاهش ارزش دلار نه تنها به نفع اين كشور در بلند مدت نخواهد بود بلكه اقتصاد جهاني را با چالشهاي بزرگي مثل جنگ ارزي روبرو خواهد كرد . كاهش ارزش دلار موجب سرازير شدن سرمايه هاي بين المللي به سوي كشورهاي در حال توسعه و نوظهور شده و اين مساله موجب افزايش تورم و تشكيل حباب در اين كشورها خواهد شد . در واقع آمريكا با سياست كاهش ارزش دلار از سويي سعي در افزايش صادرات و ارتقاي قدرت رقابتي خود دارد و از سوي ديگر قصد دارد ساير رقباي بزرگ اقتصادي و تجاري خود را زمين گير كند .

نوشته شده توسط طاهرزاده  | لینک ثابت |